![]() |
![]() |
|
|
تفاوتهای عشق رمانتیک و ازدواج با این که این وبلاگ کاملا فلسفی می باشد وبعید به نظر می رسد ،که درآن بتوان صحبت از مسایلی هم چون عشق و ...... دو ستی و از دواج کرد ، با این حال تصمیم گر فتم در آن از تفاوتهای تار یخی و جامعه شناختی این مقولات هم صحبت کنیم. چرا افراد عاشق می شوند و چرا ازدواج می کنند؟در نگاه نخست پاسخ به این پرسش بد یهی می نماید. عشق بیانگر دلبستگی فیزیکی و شخصی متقابلی است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس می کنند.این روز ها بسیاری از ما ممکن است درباره این نظر که عشق همیشگی است، تردید داشته باشیم ، اما معمولا فکر می کنیم که عاشق شدن از احساسات و عواطف عام انسانی ناشی می گردد. برای زوجی که عاشق می شوند کاملا طبیعی به نظر می رسد که بخواهند زند گی مشتر کی را آغاز کنند ودر رابطه شان با یکدیگر در جستجوی ار ضای شخصی و جنسی باشند . اما این نظر که چنین بدیهی به نظر می رسد در وا قع کاملا غیر عادی است . عا شق شدن تجربه ای نیست که اکثر انسانها داشته باشند ،و به ندرت به ازدواج مربو ط است. مفهوم عشق رمانتیک، تقریبا تا پیش از دوران اخیر، در غرب رواج نیافته بود ودر اکثر فر هنگهای دیگر هر گز وجود نداشته است .تنها در دوران نوین است که ،عشق و ازدواج وتمایلا ت جنسی در پیوند نزدیک با یکدیگر در نظر گرفته می شود . در قرون وسطی و قرنها بعد از ان ،افراد اساسا ، برای باقی ماندن حق مالکیت یا دارایی در دست خانواده یا پرورش کودکان برای کار در مز رعه خانوادگی ازدواج می کردند.گاهی ممکن بود زن وشوهر پس از ازدواج یاران نزدیک یکدیگر شوند ، اما این امر بیشتر بعد از ازد واج رخ می داد نه پیش از ان . روابط جنسی خارج از ازدواج وجود داشت اما احساساتی را که ما در ار تباط با عشق می دانیم کمتر در این روابط دخالت داشتند . عشق در بهترین حالت یک ضعف اجتناب ناپذ یر ودر بد ترین حالت ان ، نوعی بیماری تلقی می شد . عشق رمانتیک اولین بار به عنوان یکی ازخصو صیات ما جرا جویی های جنسی فرا زنا شویی که اعضای طبقه اشراف خود را با ان سر گرم می کردند ، در محافل درباری ظاهر گردید وتا حدود دو قرن پیش کلا به این گونه محافل محدود می شد و به طور مشخص جدا از ازدواج تلقی می شد . روابط بین زن وشوهر در میان گرو های اشرافی ،مسلما در مقایسه با انظارات امروزی ما از ازدواج ،اغلب سرد و غیر و صمیمی بود . ثروتمندان در خانه های بزرگ زند گی می کردند ،زن وشوهر هر یک اتاق خواب مخصوص و خدمتکاران مخصوص خود را داشتند و به ندرت ممکن بود یکدیگر را ملاقات کنند . ساز گاری جنسی امری اتفاقی بود وبه ازدواج ار تباط داده نمی شد . در میان ثروتمندان وفقرا هر دو ، تصمیم به از دواج توسط خانواده و خویشاوندان گرفته میشد ، نه خود افراد که چندان دخالتی در این امر نداشتند . بنا بر این ، نه عشق رمانتیک ونه ار تبا ط آن با ازدواج نمی توانند به عنوان خصوصیات مسلم زندگی انسانی فرض شوند، بلکه از از تا ثیرات اجتماعی شکل می گیرند . اینها تا ثیراتی هستند که که مورد مطالعه جامعه شناسان قرار می گیرند ودر تجربه های شخصی خود را نشان می دهند. |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هیچ حرفی ندارم که راجع به خودم بزنم. فقط می تونم بگم که از رشته خودم که مهندسی ذهن است خیلی راضیم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
عرفان وفلسفه مکتب فر انکفورت فلسفه علم فلسفه دین فلسفه زیبایی شناسی وهنر فلسفه سیاست فلاسفه مقدم فلاسفه متاخر |
| نویسندگان |
|
یک مدعی یاسمن بهاری مریم شفیعی |
|
RSS
|