![]() |
![]() |
|
|
- مي خواستم در اين وب نوشته ها از افلاطون يادي نكنم ،چرا كه عظمت وابهت او پشتم را مي لرزاند. - به قول وايتهد تمام تاريخ فلسفه غرب،شرحي بر افكار افلاطون است. اما انقدر رساله هاي افلاطون زياد است،كه اگر بخواهي ازهمه انها ياد كني بايد چند دفتر پر كني.با اين حال زيباترين نوشته هاي افلاطون از نظر من فايدروس تتئوس- تيمائوس –جمهوروفايدون هستند. ................................................................................................... مرگ از نظر افلاطون مرگ مفارقت روح از جسم است.نفس موجودي قائم به ذات است.نفس در زندان بدن گرفتار است.نفس مبدا حركت است(Timaos) نفس هم محرك خودش است وهم محرك بدن ،هماهنگي بدن است.نفس داراي سه جزء است 1-قوه عاقله 2- اراده 3-شهوت ،كه باخواستن سروكار دارد. برخي نقاط بدن نقطه تعامل نفس وجسم است.نفس قائم به ذات است ،نمي ميرد ،از جسمي به جسم ديگر مي رود. اگر نفوس مفارق از جسمي به جسم ديگر نمي رفتند حيات از عالم محسوس رخت بر مي بست. ....................................................................................................... فايدروس افلاطون، اين رساله رابه صورت گفتگوي دو نفره ميان سقراط وفايدروس نوشته است. ميان انها مباحثه اي است، كه از ميان عاشق وغير عاشق كدام بيشتر لايق توجهند؟ فايدروس:من معتقدم ،كه تو نبايد به علت اينكه من عاشق تو نيستم از تقاضاي من سر باز زني .چون عاشقان به محض اينكه اتش اشتيا قشان فرو نشست،از نيكي كه كرده اند پشيمان مي شوند.به علاوه عاشقان زيانهائي را كه به خاطر معشوق متحمل شدند به حساب معشوق مي گذارند. عاشقان خودشان هم اعتراف مي كنند كه بيمار واز خود بيخودند،وبااينكه ميدانند كه چشم عقلشان بسته شده ،باز نمي توانند زمام نفس خود رادست گيرندو..................... پس،بدان از عاشقان بيشتر از غير عاشق بر حذر باشي.زيرا عاشق به كوچكترين بهانه ا ي مي رنجد،و هر پيشامدي را به ضرر خود تعبير ميكند ومي كوشد كه معشوق خود را معاشرت با ديگران باز دارد ،چون مي ترسد كه ديگران به مال يا به علم ازاوبرتر باشند ودل معشوق را از او بگردانند.و...................... |
|
(هزيود) ارسطو، هزيود را ، يك فيلسوف مي داند.اگر چه او يك شاعر اسطوره اي است.از اثار مهم او ( .ايام واثار) و(شجره نامه خدايان ) مي باشد. هزيود،در اغاز كتابش مي گويد: كه با برادرش بر سر ارث پدري جدال مي كنند.خدائي كه هزيود معرفي مي كند،خداي جدال است.Eris )) خداي خيروخداي شر،هر دو در خدا بودن مشترك هستند. هزيود قبل از اينكه كتابش را بنويسد يك چوپان است.دراغاز كتاب پيدايش خدايان مكاشفه اي را نقل مي كند:دسته اي از موزه ها به سراغم امدند ويك چوبد د ستي به من دادند كه چوب دستي نقالان است. انها خطاب به چوپا نان گفتند : ما سخنان فريبنده زيادي می دانيم كه شبيه حقيقتند ولي از طرف ديگر ما مي توانيم حقيقت را باز گو كنيم. ................................................................................. موزه ها : در يونان باستان ،دختران زئوس ودستياران آپولون خدای شعرو موسيقي بودند وكارشان داستان پردازي ،سرود خواني ، وحماسه سرائي بود. من هم به نوبه خود،تصميم گرفتم ،در وبلاگم از ميوزها كمك بگيرم. البته،شايد هم مثل( هزيود) ،انها خودشان به سراغ من آمدند .درخواب ودر رويا وشايد هم در بيداري. ومن در رويا هايم ،هميشه سه تن را مي بينم كه هرسه جسمشان درلطافت وپاكي مثل حرير نرم وسفيد رنگي است ويكي از ان سه تن چوبدستي(عصايش ) رابه ا ب مي زند واب به رنگ خو ن ميشود ومن بسان كودكي ،فقط به ا نها نگاه مي كنم بي انها كه بدانم انها كه |
![]() |
|
|
||||||||
|
در گفت و گو با دكتر محمدرضا بهشتي
گفت وگو: عابد كانور
|
![]() |
![]() |
|
سقراط وشوکران اصلاحات در اتن به راستی جرم سقراط چه بود؟ گمراه گردن جوانان اتنـی . افشای حقیقت که خود را بشناس. فقط همین وبس. |
سقراط جام شوکران رابه خاطرحقیقت ودفاع از ان نوشید. |
|
افلاطون در قسمتی از نقاشی مدرسه آتن (The School of Athens) اثر رافائل افلاطون مرا ویران کرد |
|
در شراب حقیقتی است شاید برای انان که اهل معنا باشند ، این سخن حقیقت داشته باشد اما برای اهل ظاهر و شریعت تعبیر به کفر باشد . به قول این فیلسوف یونانی (سنوفانس ) در شراب حقیقتی است و باید مردانی را ستایش کرد که وقتی شراب می نوشند حرفهای ، شرافتمندانه می زنند. ............................................................................................................... اشنایی با عقاید فیثاغورثیان ارسطو در مورد فیثاغورث گفته است، که او یک انسان صاحب کرامت بوده است . فیثاغورثیان یک نحله فلسفی و عرفانی بودند که تا حدی از عقاید ارفئوسی تاثیر پذیر فته بودند . عقاید انها خیلی جالب می باشد مثلا 1- 2- عالم منظم است. 3- حکمت امیزترین چیزها عد د است. 4- جهان پر از تقارن و زیبایی است . 5- اصول ریاضیات، اصول همه اشیا است. 6- عد د 10 کاملترین عد دهاست . و خلاصه انکه همه چیز عد د است. عد د بر همه چیز حکم فرماست . عد د ذات و بنیان همه چیز است . یک موجود خاص شدن یعنی تعیّن پیدا کرد ن و یک تعّین مساوی است با تشکیل شدن از عد د ............................................................................................................ قصیده پارمیندس فیلسوف برای یک معراج عقلی اماده می شود و در راه اندیشه گام می نهد ، در حالی که فیلسوف را نشسته بر ارابه ای نشان می دهد که اسبهای تیز پای وی را به ان سوی میکشد که شاعر ارزو داشته است و راهی که ارابه فیلسوف بر ان روان است ، راهی است به سوی حقیقت به سوی الهه ای که همواره مردان دانا را به سوی اندیشه درست رهنمود میکند. این راه ، راه معراج عقلی است که به سوی حقیقت می رود که بسی دور از راه ادمیان است . راهی است که ادمیان هرگز در ان گام ننهاند . عقل فیلسوف در این راه از قلمرو شب میگذ رد و به سوی شهر روشنایی می رود . شب ، رمز ناهوشیاری و غفلتی است که عقلهای ادمیان در ان به خوابی سنگین فرو رفته است . روشنایی ، رمز جهان حقیقت و نا پوشیدگی است انجایی که فیلسوف به ان راه مییابد و خود را ازز نجیر های پندار و گمان ازاد می کند. در این سفر راهنمایی فیلسوف را ، دو شیزگان خورشید بر عهده دارند . منظور از دوشیزگان خورشید چه کسانی است؟ دوشیزگان همان پرتو های درونی و عقلی فیلسوفند یونانیان پرتوهای خورشید را همچون دوشیزگان ان میدانند مثلا( پینداروس ) شاعر بزرگ یونان پرتو ها را دختران هلیوس ( خورشید میداند) . جهان را نوری فرا گرفته است که سرچشمه عقل و هوش است ، پس بخشی از این نور در جان فیلسوف وجود دا رد. که او را در تاریکی پندارها راهنمود میشود . |
![]() |
|
( من می اندیشم پس هستم ) شعر ی از مولوی : ای برادرتو همه اندیشه ای ما بقی خود استخوان وریشه ا ی
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هیچ حرفی ندارم که راجع به خودم بزنم. فقط می تونم بگم که از رشته خودم که مهندسی ذهن است خیلی راضیم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
عرفان وفلسفه مکتب فر انکفورت فلسفه علم فلسفه دین فلسفه زیبایی شناسی وهنر فلسفه سیاست فلاسفه مقدم فلاسفه متاخر |
| نویسندگان |
|
یک مدعی یاسمن بهاری مریم شفیعی |
|
RSS
|